تبليغاتX
VISIONAPEX (( ویژن اپکس))

VISIONAPEXبازاریابی فروش کالا و خدمات به معنی واقعی نتورک(visionapex )



لزوم داشتن هدف از دیدگاه ویکتور فرانکل !؟فرار از اردوگاه مرگ !انسان در جستجوی معنا ... 

یکی از افرادی که لزوم داشتن هدف را برای انسان به بهترین شکل تشریح نموده

 دکتر ویکتور فرانکل است

آن كه چرايى در زندگى دارد تقريباً با هر چگونه اى خواهد ساخت.نیچه

ویکتور فرانکل در ۱۹۰۵ در وین به‌دنیا آمد. او در ۱۹۴۹ از دو دانشگاه وین و آدیتشنالی موفق به گرفتن درجهٔ دکترای اعصاب و روان شد. در ضمن او از ۱۲۰ دانشگاه در سراسر جهان دکترای افتخاری گرفت.

فرانکل در جنگ جهانی دوم زمانی که یهودی‌ها و کمونیست‌ها و هم‌جنس‌گرایان توسط حکومت نازی در آلمان که اتریش نیز به آن الحاق شده بود روانهٔ ارودگاه‌های کار اجباری می‌شدند در سال‌های ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۵ در آشویتس و داخائو زندانی بود نامزدش هرگز پیدا نشد و ظاهرا جزو قربانیان این اردوگاه‌ها بود. در همین دوران بود که فکر اصلی لوگوتراپی یا مکتب معنا درمانی به فکر فرانکل خطور کرد و توانست خود را در بدترین شرایط ارودگاه حفظ کند و نجات یابد. هر چند خود او در کتاب انسان در جست‌وجوی معنا می‌نویسد: «ما که از بخت خوب یا حسن اتفاق یا معجزه - یا هر آنچه که شما نامش می‌نهید- از این اردوگاهها بازگشته‌ایم، خوب می‌دانیم که بهترین‌های ما برنگشتند.» 


 فرانکل ، کتاب مشهور خود « انسان در جستجوی معنی » را هنگامی که در جنگ جهانی دوم در یک اردوگاه کار اجباری اسیر بود ، به رشته تحریر کشید . وی مدت زیادی در اردوگاه کار اجباری گرفتار بود ، در حالی که تنها وجود برهنه اش برای او باقی مانده بود و سپس پدر ، مادر ، برادر و همسرش یا در اردوگاه جان سپردند و یا به کوره های آدم سوزی سپرده شدند . خواهرش تنها بازمانده این خانواده بود که از اردوگاه کار اجباری جان سالم به در برد. او چگونه زندگی را قابل زیستن می دانست ؟ در حالیکه همه اموالش را از دست داده بود ، از گرسنگی و سرما و بی رحمی رنج می برد و هر لحظه در انتظار مرگ بود . او براستی چگونه زنده ماند ؟ پیام او که با چنان شرایط هولناکی دست و پنجه نرم کرده است ، شنیدنی و به یاد ماندنی است .
فرانکل در اردوگاه مرگ به تحقیق شگفت انگیزی در مورد مرگ و زندگی انسانها دست زد و پس از مدتها بررسی به نتیجه عجیبی رسید کـه از هـر 28 اسیـر اردوگاههای مـرگ ، تنها یک نفر امکان زنده ماندن پیدا می کند . آنگاه این سوال برای او مطرح شد که آن فرد ، واجد چه شرایطی بود که توانست از آن زندان مخوف بگریزد و دیگران تاب مقاومت نیاورده و از پای در آمدند .
پژوهش های این پزشک و روانکار و اطریشی دستاورد مهمی به ارمغان داشت . او به این نتیجه رسید که :
افرادی که موفق می شدند از اردوگاههای آدم سوزی فرار کنند ، نه الزاما ً از لحاظ جسمانی قوی و تندرست بودند و نه خیلی با هوش تر از دیگران بودند ، بلکه آنها کسانی بودند که به هر عنوان ، دلیل محکمی برای زنده ماندن خویش پیدا می کردند و یا به عبارت دیگر ، هدف نیرومندی برای خود می گزیدند ، جالب آن است که خود فرانکل ، تنها یک هدف برای خود اختیار کرده بود و آن اینکه یک بار دیگر چهره همسرش را ببیند . کسانی که موفق به فرار از آن اردوگاه ها می شدند هر کدام هدفهای متفاوتی در سر می پروراندند ولی بدون استثناء هدفهای قوی و روشنی برای خود در نظر گرفته بودند .
دکتر فرانکل در سال 1942 یعنی در سن 37 سالگی به دست نازیها اسیر شد و قطاری او را به سمت شمال شرق برد ، به « آشویتس » اردوگاه مرگ ، جایی که کشتار سازمان یافته 6 میلیون نفر در آن تدارک دیده شده بود . این اردوگاه به میدان تجربیات وحشتناک و آزمایشگاه واقعی او تبدیل شده بود آزمایشگاهی که بسیار ارزنده ولی به شدت دردناک بود . آنچه به ابهامات ذهنی او وضوح و تبلور بخشید ، عبور از گذرگاهی بس مخوف بود که چه بسیار انسانها در نیمه راهش جان باختند.
نامبرده با مشاهده خود و دوستانش که همه چیزشان را از جمله : خانواده ، کار ، دارایی ، سلامتی ،پوشاک و شخصیتشان را از دست داده بودند ، بتدریج مفاهیم مربوط به هدف و مقصود انسانی را در خود رشد و توسعه داد . او چندین بار به فاصله نزدیکی از اتاقهای گاز آشویتس و داخو، جان سالم به در برد و رفتار اسرا و نازیها را مورد توجه عمیق قرار داد و جزئیات آن را به خاطر سپرد و زنده ماند برای اینکه آن خاطرات را ثبت کند .
فرانکل از مشاهدات واقعی زندگی انسانهای بینوایی الهام گرفت که همه روزه در مقابل مرگ قرار داشتند .این تجربیات ، وی را قادر ساخت که از دایره نظریه فروید خارج شود . فروید معتقد بود طرز رفتار انسانها در زمان عادی و سلامتی با هم فرق می کند ، ولی اگر آنها از غذا برای مدتی محروم شوند رفتار آنها بتدریج با هم تشابه پیدا کرده و به هم نزدیک می شوند . فرانکل با این نظر موافق نیست . او می گوید ما در اردوگاه شاهد عکس این موضوع بودیم . می دیدیم هنگام روبروشدن با موقعیتهای غیر قابل تحمل ، بعضی دچار فساد می گردند ، در صورتیکه عده دیگر کماکان بزرگی و منش خود را حفظ می کنند .
فرانکل می افزاید که افراد هنگامی که در معرض شکنجه های سخت و گرسنگی قرار می گرفتند ، اگر منظور و هدفی در زندگی داشتند به زندگی ادامه می دادند ولی آنهایی که هدفی نداشتند به زودی از بین می رفتند . نزدیک به یک بیستم افرادی که در اردوگاه آشویتس زندگی می کردند بدون استثناء آنهایی بودند که در زندگی ، خود را مسئوول کاری می دانستند یا علاقه شدیدی به دیدار دلدادگان خود داشتند .
در اردوگاههای مرگ ، زندانیها و هم بندهای فرانکل به وی می گفتند که دیگر هیچ انتظاری از زندگی ندارند . وی جواب می داد ، بر عکس ، زندگی از آنها انتظاراتی دارد . زندگی از هر فردی می خواهد که در آن سهمی داشته باشد . حال ، این افراد هستند که سهم و وظیفه خود را تشخیص دهند .


ادامه مطلب
نوشته شده توسط VIN APEX | لینک ثابت | موضوع: لزوم داشتن هدف از دیدگاه فرانکل |







VISION APEX..... VISIONAPEX..... VISION APEX..... APEX..... VISIONAPEX....